loading...

مطالعه

این وبلاگ برای ادبی ، فرهنگی و هنری طراحی شده است

بازدید : 394
پنجشنبه 28 آبان 1399 زمان : 2:38

بنفشهٔ سخنگوی

بنفشه زلف من‌‌‌ای سرو قد نسرین تن

که نیست چون سر زلفت بنفشه و سوسن

بنفشه زی تو فرستادم و خجل ماندم

که گل کسی نفرستد بهدیه زی گلشن

بنفشه گرچه دلاویز و عنبر آمیز است

خجل شود بر آن زلف همچو مشک ختن

چو گیسوی تو ندارد بنفشه حلقه و تاب

چو طره تو ندارد بنفشه چین و شکن

گل و بنفشه چو زلف و رخت به رنگ و به بوی

کجاست‌‌‌ای رخ و زلفت گل و بنفشه من

به جعد آن نکند کاروان دل منزل

به شاخ این نکند شاهباز جان مسکن

بنفشه در بر مویت فکنده سر درجیب

گل از نظاره رویت دریده پیراهن

که عارض تو بود از شکوفه یک خروار

که طره تو بود از بنفشه یک خرمن

بنفشه سایه ز خورشید افکند بر خاک

بنفشه تو به خورشید گشته سایه فکن

ترا به حسن و طراوت جز این نیارم گفت

که از زمانه بهاری و از بهار چمن

نهفته آهن در سنگ خاره است ترا

درون سینه چونگل دلی است از آهن

اگر چه پیش دو زلفت بنفشه بی قدراست

بسان قطره به دریا و سبزه در گلشن

بنفشه‌های مرا قدر دان که بوده شبی

بیاد موی تو مهمان آب دیده من

بنفشه‌های من از من ترا پیام آرند

تو گوش باش چو گل تا کند بنفشه سخن

که‌‌‌ای شکسته بهای بنفشه از سر زلف

دل رهی را چون زلف خویشتن مشکن .

شعر : " ماه قدح پوش " از محمدحسن رهی معیری
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :